یک روز پر ماجرا در رمضان۱۴۰۳
یک روز پر ماجرا در رمضان۱۴۰۳
امروز سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۳
مصادف با۱۸ رمضان ۱۴۴۶
و ۱۹ مارس ۲۰۲۵
من ساعت ۱۲ شب گذشته سحری رو درست کردم ،منتهی زیر گاز را خاموش نکردم ،یعنی فراموش کردم که خاموش کنم و گاز با شعله زیاد بود که برنج مون تبدیل به ته دیگ شد ،فقط تونستیم زهرا رو با اون برنج سیر کنیم و خودمون کمی استنبلی که برای دیروز بود رو خوردیم
این از این قضیه
عصر همین روز تصمیم گرفتم حیاط خلوتمون رو خونه تکونی کنم ، متوجه شدم چوب هایی که روی کابیت گذاشتم لم برداشته و خراب شده تکه ها رو به سطل زباله که جلوی خونمون بود بردم که نفهمیدم که اشتباهی رو 🐱 گربه با شتاب انداختم گربه 🐱 جیغ زنان از سطل بیرون آمد و من هم همان آن ترسیدم و فکر کردم که گربه 🐱 می خواد منو بزنه و من هم جیغ می زدم.
چند ساعت ⏰️ حالم بد 👎 بود و به گربه 🐱 بیچاره فکر 💡 می کردم
و عذاب وجدان داشتم.